{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت فراموشم کن

گفت فراموشم کن
من در هیچ خیابانی با تو قدم نزدم
زبانم بند آمد که بگویم
قدم نزدم
ولی در تمامِ کوچه های این شهر
به تو فکر کردم
دیدگاه ها (۱)

چون شاخ گلی، که خم شود پیش نسیماز دوست سلامی و ز ما ت...

ناز پروده ے عشق تو شدم جان منے...درد خود با کہ بگویم کہ تو د...

☔ ️فال حافظ امشب متولدین بهمن☔ ️در ازل بست دلم با سر زلفت پی...

ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﻬﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ..ﺑﺎ ﺗﻮ ﻗﻬﺮﻡ...ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻤﺖﺍﺧﻢ ﻣﯽ ﮐ...

تمام خیابان های شهر را قدم زدم،هیچ خیابانی به خانه نمی رسید…...

«السَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسی...» ✨آقای من! صب...

P.2_-بهش اعتراف کردم.گفت« تو درمورد من هیچی نمیدونی فقط سه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط