{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازلی!

نازلی!
بهارخنده زد و ارغوان شکفت
در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه میفکن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۷)

نازلی بنفشه بودگُل داد ومژده داد: «زمستان شکست!»و رفت... #اح...

مرا ببوس با گل سرخی که شبنم روی آن نشسته با لبهائی گرم چون گ...

سبز خواهم شد، می دانم...دست هایم را در باغچه می‌کارم...و پرس...

ای شب با او بگوچه می‌کشم از درد اشتیاق... #فریدون_مشیری

ارغواناین چه رازیست که هر بار بهاربا عزای دل ما می‌آید؟که زم...

تک پارتی

یک_قصه_یک_شهید | دنیا دیگر اکلیلی نبود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط