بخش دوم
🌹بخش دوم 🌹
🔹یکی از ویژگیهای قابل تأمل جریان حامی آمریکا در این ماجرا، واکنش آنها به منتقدان داخلی است. چهرههایی مانند حسین شریعتمداری، حمید رسایی، امیرحسین ثابتی و تعداد دیگری از نمایندگان و شخصیتهای سیاسی، مصاحبه پزشکیان با کارلسون را نشانهای از بیتوجهی به غیرقابل اعتماد بودن آمریکا دانستند و هشدار دادند که اعتماد به آمریکا در شرایط کنونی، به معنای نادیده گرفتن منافع ملی است.
🔹اما در پاسخ، حامیان آمریکا و حامیان پزشکیان، این منتقدان را به همسویی با اسرائیل متهم کردند و مدعی شدند که انتقاد از مذاکره، به معنای همنظر بودن با اسرائیل است. این اتهامزنی، نهتنها نشانهای از عدم تحمل نقد در میان جریان مدعی آزادی بیان است، بلکه تلاشی برای انحراف افکار عمومی از ضعفهای رویکرد سادهلوحانه خودشان هم محسوب میشود.
🔹منتقدان، با استناد به شواهد عینی مانند مشارکت آمریکا در حملات اخیر و سابقه غیرقابلاعتماد بودن واشنگتن، خواستار بازنگری در سیاست خارجی دولت چهاردهم و اتخاذ رویکردی واقعبینانهتر هستند. اما جریان غربگرا بهجای درس گرفتن از عبرتهای پیشین، با برچسبزنی به منتقدان، همچنان سعی در حفظ روایت فانتزی و خیالی خود دارد.
🔹اما چرا جریان غربگرا با وجود اینهمه شواهد، همچنان در دنیای خیالی خود زیست میکند؟ پاسخ را میتوان در دو عامل جستوجو کرد:
وابستگی فکری افراطی به غرب:
🔹حامیان آمریکا، بهویژه از دهه ۷۰ شمسی، شیفتگی خاصی به غرب و در رأس آن ایالات متحده نشان دادهاند. این شیفتگی، آنها را به این باور رسانده که حل مشکلات ایران، تنها از طریق تعامل با غرب ممکن است، حتی اگر این تعامل به قیمت نادیده گرفتن منافع ملی باشد. طرح گفتمان گفتگوی تمدنها از سوی خاتمی و به کار بردن عنوان «شهید» برای آبراهام لینکلن و در مقابل معرفی ایران به عنوان محور شرارت از سوی جرج بوش، نمود بارز این شیفتگی یک طرفه است.
بیتوجهی به تجربههای گذشته:
🔹شکست برجام و ناکامی در رفع تحریمها، برای غربگرایان درسآموز نبوده است. آنها بهجای تحلیل ریشههای این شکست (از جمله غیرقابلاعتماد بودن آمریکا)، همچنان به همان فرمول قدیمی مذاکره پایبند ماندهاند. آنهم در شرایطی که در جنگ اخیر، باطن آمریکاییها بیش از گذشته آشکار شد.
🔹بدون شک ادامه زیست فانتزی جریان حامی آمریکا، پیامدهای خطرناکی برای ایران دارد. در شرایطی که آمریکا و اسرائیل بهدنبال تضعیف هرچه بیشتر ایران هستند، اصرار بر مذاکره بدون پشتوانه قدرت و اعتمادسازی و مهمتر از همه بی توجهی به تجربههای اخیر، میتواند ایران را در موقعیت ضعف خطرناکی قرار دهد.
🌐 @Rahe_Dialameh
🔹یکی از ویژگیهای قابل تأمل جریان حامی آمریکا در این ماجرا، واکنش آنها به منتقدان داخلی است. چهرههایی مانند حسین شریعتمداری، حمید رسایی، امیرحسین ثابتی و تعداد دیگری از نمایندگان و شخصیتهای سیاسی، مصاحبه پزشکیان با کارلسون را نشانهای از بیتوجهی به غیرقابل اعتماد بودن آمریکا دانستند و هشدار دادند که اعتماد به آمریکا در شرایط کنونی، به معنای نادیده گرفتن منافع ملی است.
🔹اما در پاسخ، حامیان آمریکا و حامیان پزشکیان، این منتقدان را به همسویی با اسرائیل متهم کردند و مدعی شدند که انتقاد از مذاکره، به معنای همنظر بودن با اسرائیل است. این اتهامزنی، نهتنها نشانهای از عدم تحمل نقد در میان جریان مدعی آزادی بیان است، بلکه تلاشی برای انحراف افکار عمومی از ضعفهای رویکرد سادهلوحانه خودشان هم محسوب میشود.
🔹منتقدان، با استناد به شواهد عینی مانند مشارکت آمریکا در حملات اخیر و سابقه غیرقابلاعتماد بودن واشنگتن، خواستار بازنگری در سیاست خارجی دولت چهاردهم و اتخاذ رویکردی واقعبینانهتر هستند. اما جریان غربگرا بهجای درس گرفتن از عبرتهای پیشین، با برچسبزنی به منتقدان، همچنان سعی در حفظ روایت فانتزی و خیالی خود دارد.
🔹اما چرا جریان غربگرا با وجود اینهمه شواهد، همچنان در دنیای خیالی خود زیست میکند؟ پاسخ را میتوان در دو عامل جستوجو کرد:
وابستگی فکری افراطی به غرب:
🔹حامیان آمریکا، بهویژه از دهه ۷۰ شمسی، شیفتگی خاصی به غرب و در رأس آن ایالات متحده نشان دادهاند. این شیفتگی، آنها را به این باور رسانده که حل مشکلات ایران، تنها از طریق تعامل با غرب ممکن است، حتی اگر این تعامل به قیمت نادیده گرفتن منافع ملی باشد. طرح گفتمان گفتگوی تمدنها از سوی خاتمی و به کار بردن عنوان «شهید» برای آبراهام لینکلن و در مقابل معرفی ایران به عنوان محور شرارت از سوی جرج بوش، نمود بارز این شیفتگی یک طرفه است.
بیتوجهی به تجربههای گذشته:
🔹شکست برجام و ناکامی در رفع تحریمها، برای غربگرایان درسآموز نبوده است. آنها بهجای تحلیل ریشههای این شکست (از جمله غیرقابلاعتماد بودن آمریکا)، همچنان به همان فرمول قدیمی مذاکره پایبند ماندهاند. آنهم در شرایطی که در جنگ اخیر، باطن آمریکاییها بیش از گذشته آشکار شد.
🔹بدون شک ادامه زیست فانتزی جریان حامی آمریکا، پیامدهای خطرناکی برای ایران دارد. در شرایطی که آمریکا و اسرائیل بهدنبال تضعیف هرچه بیشتر ایران هستند، اصرار بر مذاکره بدون پشتوانه قدرت و اعتمادسازی و مهمتر از همه بی توجهی به تجربههای اخیر، میتواند ایران را در موقعیت ضعف خطرناکی قرار دهد.
🌐 @Rahe_Dialameh
- ۷۶۱
- ۱۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط