...

...
هر پرده که از چهره مقصود برافتاد
شد برق جهانسوز ومرا در جگر افتاد

چون کنج لب وگوشه چشم است دلاویز
هر چند که ملک دل ما مختصر افتاد

اندیشه معشوق نگهبان خیال است
عاشق نتواند به خیال دگر افتاد

با فیض سحرگاه دل تنگ چه سازد
رحم است به موری که به تُنگ شکر افتاد

#صائب_تبریزی
#گل
#پرده #چهره #مقصود #برافتاد #برق #جهانسوز #کنج #لب #گوشه #چشم #دلاویز #ملک #دل #مختصر #اندیشه #معشوق #نگهبان #خیال #عاشق #فیض #سحرگاه #دل_تنگ #رحم #مور #زمستان #بهمن
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

هر پرده که از چهره ی مقصود برافتادشد برقِ جهانسوز و مرا در ج...

کو حوصله دیدن و کو چشم تماشاگیرم که نقاب از گل روی تو برافتا...

کو حوصله دیدن و کو چشم تماشاگیرم که نقاب از گل روی تو برافتا...

کوحوصله ی دیدن و کو چشم #تماشا ؟گیرم که نقاب از گل روی تو بر...

گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم🌸همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دا...

خواب و خیالنازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت  پرده ی خلوت ...

دلم گرفته، هوای بهار می‌خواهمبرای بغض مدادم، انار می‌خواهمدل...

«تصنیف مرغ سحر»«ملک الشعرای بهار»مرغ سحر ناله سر کنداغ مرا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط