{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامت را به من بگو

نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده ...
من ریشه های ترا دریافته ام
با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام
و دست هایت با دستان من آشناست.
در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان،
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیبا ترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترین زندگان بودند.
دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته! با تو سخن می گویم
بسان ابر که با توفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با دریا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های ترا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست ....
دیدگاه ها (۲)

امشب سردتر از همیشه از سرما به گرمای خیال تو پناه میبرم سلطا...

این روزها بدجور به تو آغشته اماز صافی ردم کن و ببین...جـزتــ...

هرگز نگذارید بو ببرند که بعد از رفتنشان چه بر شما گذشت.بگذا...

کسی نبودنت را جیغ کشید از خواب پریدم سالهاست بیدار و در آغوش...

دیدار دوباره..[p1]

سه پارتی تهیونگ ( در آغوش تو ) پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط