{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری ازدکترغلامعلی رعدی آذرخشی 

شعری ازدکترغلامعلی رعدی آذرخشی 

شاعراین شعررابرای برادرلال خودسروده  

من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان

که من آن راز توان دیدن و گفتن نتوان

که شنیده است نهانی که در آید در چشم

یا که دیده است پدیدی که نیاید به زبان؟

یک جهان راز درآمیخته داری به نگاه

در دو چشم تو فرو خفته مگر راز جهان؟
دیدگاه ها (۱)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

مرد بی رحم

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

وارث سایه ها

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط