{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن

سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن

بس کن این شب ناله ها را ازچه خواهی رنج من


جرم و تقصیر از تو بود از یار دیرین بد نگو

هر چه کرد آن یار شیرین با تو ناز شصت او
دیدگاه ها (۲)

هرزگی کردی سزای هرزگی رسوایی استحاصل رنگ و ریا در عاشقی تنها...

ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگیستاو که گریان کرد چشمی را نص...

هیچکس "قفل" بدون کلید نمیسازد.اگر قفلی در زندگیت می بینیشک ن...

نگاهت چه رنج عظیمی ‌استوقتی به یادم می‌آوردکه چه چیزهای فراو...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط