سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن

سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن

بس کن این شب ناله ها را ازچه خواهی رنج من


جرم و تقصیر از تو بود از یار دیرین بد نگو

هر چه کرد آن یار شیرین با تو ناز شصت او
دیدگاه ها (۲)

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبتتا بیایند عزیزان به مبارک ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

شعر و غزل

مارا پس از این خزان بهاری دگر است..

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

رمان سوم پارت دوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا بعد ای...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

بسم الله الرحمن الرحیم برخی روز و شب، غصه می خورند و خود را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط