{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم روستا خونه پدری

رفتم روستا خونه پدری
پدری که عمری در گوشه روستا باکشاورزی وکارگری روزگار گذروند وذوب در ولایت ورهبری بود بعد جنگ 12 روزه در اولین فرصت این تابلو رو با دستهای خودش درست کرد وتصاویر شهدا ورهبری رو روش نصب کرد
همزمان با شروع جنگ رمضان وشهادت رهبری دچار سکته مغزی شدن وترجیح دادیم شهادت رهبری رو ازشون مخفی کنیم
یه روز ازش سوال کردم بابا توی این تابلو چند نفر زنده ان
توقع داشتیم بگه یه نفر رهبری چون خبر نداشت شهید شدن
گفت دونفر
گفتم کیها؟
با خنده 😀گفت رهبری خودمم هستم هنوز
از همه التماس دعا دارم
دیدگاه ها (۲)

چه در.سر دارند؟

منافقین زمانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط