{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟
مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟

خسته ام از درد ، از آهنگ های بیکلام
خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا

غرق در کابوس میمانم مجال خواب نیست..
من چرا تا صبح بیدارم؟ نمی آیی چرا؟

رفته ای! با خاطراتت اشک میریزم هنوز
باز غم در سینه میکارم نمی آیی چرا؟


ای دوای درد قلبم، خسته ام از زندگی
بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرا


نسخه ای پیچیده دکتر بوسه بر لبهای عشق
آه، محتاج پرستارم نمی آیی چرا
دیدگاه ها (۱)

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بودمانند غزل های خودم، یارِ دل...

چشم در چشم تو می بوسم شب و مهتاب را از نگاهم بر ندار آن دیده...

آرام ..........آرام.....آرام..........شبیه آتشی در باد خاکست...

گذر از کوچه بن بست دلت کردم و دلدار شدم من در آن بیخبری ماند...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟خسته ام از درد ، از آهنگ ...

.شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط