{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:25

-سارانگ، درباره مدرست....باید بگم که از هفته بعد میتونی شروع کنی....
+اما کدوم مدرسه؟
-مدرسه__(خودتون یه مدرسه تصور کنین)
+اون مدرسه مال.......
&مال....اقوام سلطنتی جمهوری کره نیست؟؟
+چی؟
-درسته هست....
&ولی من....
-من میرم بالا، سوجین کارت دارم، تموم شد بیا بالا....
☆۲۰ مین بعد☆
+من میرم بالا سارانگ
&باشه نونا....
رفتی بالا و در زدی....
+ببخشید؟ اجازه هست؟
-بیا داخل....
پشت میزش نشسته بود و عینک روی صورتش بود....
وقتی چشمش بهت افتاد عینکش رو برداشت.....
لبخند کوچکی زد و از پشت میزش پا شد و اومد روی کاناپه نشست.....
دیدگاه ها (۰)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:26-بشین...+چیکارم داشتین؟-راض...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:27☆روز عروسی☆*بانوی من....+بی...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:24+بله نارو داخلم بیا تونارو ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:23+چرا همه اینکارا رو میکنه؟(...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:21اتاق سارانگ

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:2۱کتابخونه سارانگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط