کالبدِ من، برای این حجم از اندوه، بسیار کوچک است. مثلِ شا
کالبدِ من، برای این حجم از اندوه، بسیار کوچک است. مثلِ شاخهیِ نازکی که زیرِ بارِ سنگینِ برفی نابهنگام، خم شده و هر لحظه انتظارِ شکستن را میکشد، من نیز در آستانهیِ فروپاشیام. خدایا! احوالِ دلم را به رنگِ همین آسمانِ گرگومیش درآوردهای؛ ابری، دلگیر و لبریز از بغضی که نمیترکد. از دردی که از من بزرگتر است، به تو پناه میبرم. دستی بر این دریایِ طوفانی بکش و بگو که ساحل نزدیک است… که من دیگر رمقی برای پارو زدن ندارم.
- ۲.۰k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط