سناریو

سناریو



وقتی میاریشون ایران پیشه خانوادت

نامجون : این لباس رو بپوش هم بازه هم بهت میاد
ا/ت : باشه
نامجون : چند ساعت بعد...... بخدا منم میگم پدر جان ا/ت این لباس باز رو چرا پوشیدی اینجا ایرانه
ا/ت: نامجونننننننننننننننننننننننن

جین : ببین اگه رفتیم مواظبم باش عمه اینات عاشق صورت هندسامم نشن ( هردوتون جلو آیینه)
ادمین جان دو دقه زر نزن داشتم حرف میزدم
ادمین : باش
جین : داشتم میگفتم ا/ت کجا رفتی مثلا داشتم حرف میزدم درمورد عمه اینات


شوگا : ساک منو بده
ا/ت : بیا
( چند دقیقه بعد)
ا/ت : شوگا چیا آوردی؟
شوگا : خوب دو تا لباس خواب ست دوتا چشم بند خواب دوتا بالشت و دوتا پتو و دشک
ا/ت :........

جیهوپ : بیا عینک آفتابی خریدم واسه مامانو بابات و فامیلات
ا/ت : عینک آفتابی برا چی؟
جیهوپ : نکنه پرتوهای نورم کشورشون کنه ا/تتتتت
ا/ت : هعی زندگی

جیمین : ببخشید خانم شما کی هستید؟
ا/ت : منم ا/ت
جیمین : این کیسه زباله چیکار میکنه رو سرت؟
ا/ت : این کیسه زباله نیست روسری اونجا باید با حجاب باشم
جیمین : اونجا به مدل موی چتری گیر نمیدن؟
ا/ت : چرا؟
جیمین : آخه موهات چتریه بیب
ا/ت : آوا راست میگی

تهیونگ : بیبببببببببببب اونجا اتاق دارهههههه؟؟؟؟؟
ا/ت : آره تازه 3 تا برای چی؟
تهیونگ : آخی اگر نداشته باشه این 10 روز رو چطوری بدون عملیاتمون تحمل کنم ( میدونین کدوم عملیات دیگه 😈😈)
ا/ت : وای تهیونگ آبرومو نبری اونجا ها

جونگ کوک : من اومدم
ا/ت: کوک این جعبه ها چیه؟
جونگ کوک : شیرموز خریدم
ا/ت : مگه اونجا شیرموز نداره؟
جونگ کوک : نه مال اینجا خوشمزه تره
ا/ت: اوکی

فالو یادت نره بیب 🥰
ا/ت
دیدگاه ها (۱۳)

سناریووقتی باباتن و تو دعوا بهت سیلی میزنن و لبت خون میادنام...

سناریووقتی بابامونن و می‌فهمن دوست پسر داریمنامجون : ا/تتتتت...

سناریووقتی باهاشون قهرینامجون : ببخشید بیب دیگه تکرار نمیشه ...

سناریووقتی هواست نیست لو میدی که دیشب چیکار کردید نامجون : ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط