{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوشتن زمانی زیبا بود

نوشتن زمانی زیبا بود
زمانی که امید داشتم می خوانی
زمانی که کلمات برای اهنگ صدایت بودند
زمانی که نت های باد
سمفونی های پر کشیدن
همگی مرا نوازش می کردند
نه حالا که دیگر نت ها فالش شده اند
و من هرشب در خودم خودکشی می کنم
نه حالا که باران با من قدم می زند
و من دستانش را پس می زنم
بگذار همگان ببینند
دل شکسته ام چشمانم را خونین کرده
بگذار همگان ببینند
اری
من به دنبال اغوشت به هر کجا جاری شدم
#_دلنوشته
دیدگاه ها (۲)

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

در خلوت صدای تو، سعید پورسعید، همه‌چیز رنگ و بویِ زندگی می‌گ...

#سرچشمه‌و‌شبانه...در تاریکی چشمانتــ را جستمـدر تاریکی چشمـ ...

سرم را به یاد مهربانیهایت به شانه ی غم می گذارم و با زبان بی...

سرم را به یاد مهربانیهایت به شانه ی غم می گذارم و با زبان بی...

باز از تو می نویسم  باز هم قطره ای از دریای وجودم را  در قال...

حالا که مرا نداری ، کسی هست مراقبت باشد ؟ کسی هست وقتی دلت گ...

...

حالا که مرا نداری ، کسی هست مراقبت باشد ؟ کسی هست وقتی دلت گ...

حالا که مرا نداری، کسی هست مراقبت باشد ؟ کسی هست وقتی دلت گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط