{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مدرسه جئون

فیک مدرسه جئون
پارت ۱۳
هوبی:دخترا کجان
ات:رفتن بستنی بخرن
هوبی:آها....نمیای سوار شی
ات:آمدم
میاد داخل ماشین حواسش به پسرا نیست که تهیونگ و جیمین رو می‌بینه
ات:سلاممم خیلی وقته ندیدمتون خوشحالم از دیدنتون کوکی کجاست
ته:سلام ماهم از دیدنت خوشحالیم کوک
کوک:ها
ات:کوکیی دلم برات تنگ شده بود
کوک:منم
نینا:ات گوره خر بیا بستنیتو بگیر چشمش میخوره به پسرا
نینا:جدیدا توهم میزنم
شینا:آره منم
ته:ما خیلی هم واقعی هستیم
شینا:چی وای دلم برات تنگ شده بود ته ته
نینا:جیمینی خیلی وقته ندیدمت[گریه]
جیمین:منم ....دلم برات تنگ شده بود
ته:شینا خیلی خوشگل شدی
هوپی:منم اینجا کشکم
ات:تو که قلب منی [لپ هوپی رو میبوسه]بیا بستنی عزیزم
رسیدن خونه
جیمین:آخ جون از اون آپارتمان آمدیم بیرون
هوپی :مگه چش بود
جیمین:هیچی همین جوری میگم
ات:کی گرسنشهههه
کوک:منننن
ته:تو که همیشه گشنه ای
کوک:ممنون از تعریف
ات:غذا رو بکشم
ته:آره زن داداش ....چیزه ات ببخشید
ات:[خوشحال شدم گفت زن داداش ولی به روی خودم نیاوردم ]
هوبی:ته یک بار دیگه از این حرفا نمیزنی
ات:قربون داداش غیرتیم
کوک:[ناراحت میشدم ات همش زوق هوبی میکرد از حالت صورتم مشخص بود ]
جیمین:چرا کشتی هات غرقه کوک
کوک:اصلا غرق نیست
ات:خوب میز آمادست بریم غذا بخوریمممم
نینا:ات استایلت برای تولد هوپی چجوریه
ات:یه راضه
هوپی:من میدونم چی میخواد بپوشه
ات:از کجا میدونی
هوپی:دیشب داشتی لباس آماده میکردی
ات:نه اون نیست
هوپی:باشه غذا بخوریم
ات باشهه
ویو دو روز بعد
ات:الان دوروزه پسرا امدن و امروز تولد هوپیه ما دخترا آماده شدیم برای تولد و پسرا با یک ون امدن دنبالمون
ویو کوک:
تولد هوپی ما پسرا میخوایم اعتراف کنیم
دیدگاه ها (۰)

فیک مدرسه جئون پارت ۱۳ویو کوک ما پسرا میخواییم اعتراف کنیم ه...

فیک ازدواج اجباری پارت ۱۳هوپی :خوب فردا برنامتون چیهجین:تولد...

فیک مدرسه جئون پارت ۱۲ویو جونگ کوک الان ۸ ماه از رفتن ات می...

فیک مدرسه جئون پارت ۱۱ویو ات ۸ماه میشه که آمدیم چین دبیرست...

چند پارتی درخواستی

بابا ؟p2ویو نامجون یهو صدای زنگ در آمد رفتم دیدم تهیونگ و جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط