#جهاد می گفت:

#جهاد می گفت:
همیشه افسوس میخوردم چون گاهی میشد که #پدر را چند ماه نمیدیدم و در اماکن عمومی او را ملاقات میکردم 😕
دلم میخواست بطرفش نزدیک بشم و او را در آغوش کشم 😢 اما جرأت نزدیک شدن به او را نداشتم(که مبادا این مسئله منجر به شناخته شدنش توسط جاسوسان شود)😥
. #جهاد میگفت که از #شهادتِ پدرم بشدت ناراحتم و همچنان نتوانسته ام آن واقعه را فراموش کنم 😔
.
میگفت ناراحتی ام بخاطر از دست دادنِ #پدر نیست،بلکه بخاطر این است که پس از پدرم ( #عماد) نتوانسته ام الگوی کامل همچون او را برای خود پیدا کنم!😞
.
میگفت ناراحتی ام بخاطر #گنجی است که از دست داده ام!!😓

#شهید_إبنِ_شهید 👑
#شهید_حاج_عماد_مغنیه 🌸 🌹
#شهید_جهاد_عماد_مغنیه 🌸 🌹


💟 #شهید_جهاد_مغنیه
دیدگاه ها (۱۰)

اندوه بزرگ ۱۰

رویا تلخ/ نامادری؟

Grand Ambassador سفیر کبیر

#بی_رحم part 53داشتم لباسم رو مرتب میکردم که در اتاق باز شد ...

‍ ‍ ‍ لطفا همگی بخوانید‍ ‍ ✨ آرزویم را شهادت مینویسم!🌹 ✨ #ب...

ارتور به رضا گفت همراهش برو و با لبختدی گفت میتوانی روی کمک...

صحبت اصلی ابن بود قم تهران ساوه کجا شما را ببیند و مطلب و کا...

part 53تهیونگ بعد از حرفای که آقای جانگ زد نمیدونستم چیکار ک...

قانون عشق p28

# دلهره part 41خواستم چیزی بگم اما با حس خفگی از هوش رفتم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط