{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهم التماس میکرد

بهم التماس میکرد
بهش توجُه نکردمـ
بالشتو عاروم رو سَرش فشار دادمـ
و دیگِ نفس نکشید:):person_raising_both_hands_in_celebration:🏻
احصاسمو میگم=}💙
#مغزخاموش
💙
دیدگاه ها (۱)

+اتل متل جدایی👻 -عروسکم کجایی🎎 +گاو...

خنده =گریع😭 رل=صینگل💙 لباسای رنگارنگ =لباس سیاه✔ ️اهنگ شاد=ا...

-من یه دخترم...-دلم نازکه...از جنس تو نیستم...-اگه غرورمو به...

عَه لَنتی قَهر بَسه دیگه خیلی نَبودی بَرگرد=}}🔪 #مغزخاموش

برده عمارت جئون

ویو نویسندهپسر آروم لب زد -چی؟$تنبیهت تا سه روز دیگه امادست ...

رمان سوکوکو ℙ𝕒𝕣𝕥 𝟙از زبون دازای: اولین روز مدرسه بود و هوا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط