{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهم التماس میکرد

بهم التماس میکرد
بهش توجُه نکردمـ
بالشتو عاروم رو سَرش فشار دادمـ
و دیگِ نفس نکشید:):person_raising_both_hands_in_celebration:🏻
احصاسمو میگم=}💙
#مغزخاموش
💙
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

شاهزاده دوست داشتنی من

عاشقم باش Part 41

سه☆پارتی........p.2بعد درحالی که شونه های ا.ت رو گرفته بود ت...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

P²²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 29روز دادگاه بالاخره رسیداِما از صبح ...

part : 20فقط 20 روز دیگه مونده استیو .. ، کمتر از یک ماه دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط