{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب همه‌ی نیاز من این است

امشب همه‌ی نیاز من این است
که تو را به نام بخوانم
و مشتاقِ حرف حرفِ
نامِ تو باشم...
مثل کودکی که مشتاقِ
تکه‌ای حلواست ...!!

اما امشب....
در محاصره پنجره‌های «پاییز»
می‌خواهم تو را
به نام بخوانم‌...

آتش کوچکی روشن کنم،
چیزی بپوشم!!
و تو را ای پیراهنِ
بافته از گلِ پرتقال
و شکوفه‌های شب بو،
صدا کنم ..
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۳)

ﺩﺭ تهﭼﺸﻢﻫﺎی #ﺗـــــ❤ ـــــوﺧﺪﺍ شیطنـــتـ میــکندﺩﺭ.ته.دلـ.مـ...

اهل هیچ کجا نیستمعاشقموتنهااهل به تو فکر کردنماهل دوست داشتن...

تو بگـــو من چه کنم روحو روانم باشیسر به دامان تو و گرمی جــ...

شبیه باران پاییزثانیه هایم را سرشار از طراوت کن؛دستم را بگیر...

پارت ۱۲T:"پس اینهمه خودتونو پاره کردید که سیستمو بدزدید؟ همی...

داستان و رمان

پارت چهارمممممم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط