ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ...
ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ...
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ...
ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ...
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺗﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻗﺮﻣﺰ...
ﻭﻟﯽ ﺭﺍﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ...
ﭼﻮﻥ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ “ ﺧﯿﻠﯽ ” ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ...
ﻓﻘﻂ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
دیدگاه ها (۲)

ای که الفبای زندگی را از سرچشمه نگاهت آموختممعلم عزیزم روزت ...

شبتون خوش و وجودتون سرشار از آرامش

ﺑﻌﻀﯽ ﺷﺒﺎ ﺁﺩﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻟﺶ ﺗﻨﮓ ﻣﻴﺸﻪ ...

گاهی خوب است آدم بداند وقتش رسیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط