درد من دوری و هجران و فراق یار نیست
درد من دوری و هجران و فراق یار نیست
بیخ گوشم هستی و فکرت به من انگار نیست
سالیانی رفت و هرشب تا سحر بیچاره من
از غمش بیدارم اما او خودش بیدار نیست
هرکسی غم های بسیاری چشیده،من؛یکی
قدرت غم ارجح است حرف کم و بسیار نیست
با بیان سرد خود پس می زند هرشب مرا
گر تو باشی پیش من هم صحبتم دیوار نیست
'
. «رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ ضمیر»
با زبان چهره ام حاجت به هیچ اقرار نیست
روزگارم در غم و دورانش اما خوش گذشت
من نتیجه گیری ام این شد؛زمین دوّار نیست
در جوانی مو سپید و کاهل و افسرده ام
عشق،آسان است عزیزان آنچنان دشوار نیست
بیخ گوشم هستی و فکرت به من انگار نیست
سالیانی رفت و هرشب تا سحر بیچاره من
از غمش بیدارم اما او خودش بیدار نیست
هرکسی غم های بسیاری چشیده،من؛یکی
قدرت غم ارجح است حرف کم و بسیار نیست
با بیان سرد خود پس می زند هرشب مرا
گر تو باشی پیش من هم صحبتم دیوار نیست
'
. «رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ ضمیر»
با زبان چهره ام حاجت به هیچ اقرار نیست
روزگارم در غم و دورانش اما خوش گذشت
من نتیجه گیری ام این شد؛زمین دوّار نیست
در جوانی مو سپید و کاهل و افسرده ام
عشق،آسان است عزیزان آنچنان دشوار نیست
- ۱.۹k
- ۲۶ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط