{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها دل غرق آتش بود وخاکستر نداشت

سالها دل غرق آتش بود وخاکستر نداشت
باز کردم این صدف رابارها گوهر نداشت

از تهی دستی قناعت پیشه کردم سالها
زندگی جز شرمساری مایه ای دیگر نداشت

هرکجا رفتم به استقبالم آمدبی کسی
عشق در سودای خود چیزی از این بهتر نداشت

بارها گفتی ولی از ابتدای عاشقی
قصه سرگشتگی هایت مگر آخر نداشت

سالها بر دوش حسرتها کشیدم بار عشق
هیچ دستی این امانت را ز دوشم بر نداشت

کاش می آمد و می دیدم که از خود رفته ام
آنکه عاشق بودنم را یک نفس باور نداشت

آسمان یک پرده از تقدیر را اجرا نکرد
گویی از روز ازل این صحنه بازیگر نداشت
دیدگاه ها (۳)

زندگی میگذرد . . .سال ها دل غرق آتش بود و خاکستر نداشتبازکرد...

بارها از من خواسته بودند تا فعالیت نکنم تا اجازه دهد کنار فر...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

باشه خوبه , به تاریخت افتخار کن , در این حد که بلاخره یکبار ...

آگاه باشید

سوغات شهرها رو با شعر و ریتم یاد بگیر 😊🇮🇷#ایران #ایران‌زیبا...

پیام رهبرمعظم انقلاب در مهر ۴٠۵ در مورد امید بستن به دشمن.#ا...

ابول استادی سیاره زمین

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

⚫️ اقدامات قطعی دشمن در روزها و ماه‌های آینده!🔹این ۳ دقیقه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط