سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۲
سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۲
بخش دهم: برخورد با فرماندهِ سایهها
در انتهای تونل، ماشین ناگهان متوقف شد. در برابر آنها، موجودی ایستاده بود که بسیار متفاوت بود؛ او یک سایه نبود، بلکه انسانی بود که پوششی از انرژی سیاه بر تن داشت و چشمهایش با نوری طلایی میدرخشید. او با لبخندی سرد گفت: «خوش آمدید به مرحلهی دومِ بازی. حالا که مهره را گرفتید، دیگر راه فراری ندارید.» او با یک حرکت دست، تمام مسیر تونل را با دیوارِ سایهای مسدود کرد.
---
بخش دهم: برخورد با فرماندهِ سایهها
در انتهای تونل، ماشین ناگهان متوقف شد. در برابر آنها، موجودی ایستاده بود که بسیار متفاوت بود؛ او یک سایه نبود، بلکه انسانی بود که پوششی از انرژی سیاه بر تن داشت و چشمهایش با نوری طلایی میدرخشید. او با لبخندی سرد گفت: «خوش آمدید به مرحلهی دومِ بازی. حالا که مهره را گرفتید، دیگر راه فراری ندارید.» او با یک حرکت دست، تمام مسیر تونل را با دیوارِ سایهای مسدود کرد.
---
- ۴۵
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط