{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱راه گم کرده و در وقتِ پگاه آمده ای !

🍒🌱راه گم کرده و در وقتِ پگاه آمده ای !
حتما ای عاشق دیروز به راه آمده ای !
شاید از کردهٔ خود سخت پشیمان شده ای
این چنین سرزده بی شال و کلاه آمده ای !
از کجا خـانه ی متروک مرا یافته ای ؟
اشتباهی نکند این همه راه آمده ای ؟
جان به سودای ستمکاریِ تو سوخت چنین!
حال فهمیده ای با روی سیاه آمده ای ؟
سینه ام معدن یک کوه پر از غم شده است
آمدی تکیه کنی !؟ ،  یا به پناه آمده ای ؟
خانه آباد مگر دشمنی ات با من و دل ؛
ناتمام است که از چاله به چاه آمده ای ؟
کارم از توبه گذشته است ببین حال مرا !
خیره سر ، باز به تکرار گناه آمده ای ؟
دل زمین خورد و سرم بر احدی بار نشد
احتیاج چه شدی !  دیدن شاه آمده ای !
بعد تو زندگی ام تار و دلم خورده حراج
پا فشارِ چه شدی ! ، بهرِ گُواه آمده ای ؟
سایه ات کم نشود از سر ما حضرت دِق 
از کجا تا به کجا ! ، پای نگاه آمده ای ؟🍒🌱

افسانه_احمدی_پونه
دیدگاه ها (۰)

🌱🍒ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنمکوزه گر کوزه بسازدزخاک بدنم...

🍒🌱آدمي شايد همانا حسرتِ بي مرگي استاشتياقِ زنده بودن، در غيا...

🌱🍒گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن !گاه می لغزد زبانم، بشن...

🍒🌱وَه! چه جان کندنِ تلخی ست؛ فراموشیرفته از خاطر من،  نام تو...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط