P
𝐿𝑜𝓋𝑒 𝒾𝓃 𝒶 𝒸𝑜𝓁𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
P²
[ بلند شد رفت تو اتاقش ]
🌕 پرش زمانی به حال 🌑
رو تختو تمیز کردم راستش فکر نکردم هنوز ولی من با ، بابا بد رفتاری کردم باید از معذرت خواهی کنم از پله ها رفتم پایین همه سر سفره بودن رفتم جلو پدرموایسادم گفتم:
بابایی جونم ببخشید
پ ل : لازم نیست معذرت خواهی کنی من باید معذرت خواهی کنم دختر گلم
پدر عزیزم به من وقت بده بزار فکر مو کنم باشه
پ ل : باشه دختر فقط فکراتو بکن که اگه نخواستی امروز بیان من خبر بهشون بگم باشه
باشه بابایی جونم اووووو راستی ببین کی اینجاست آبجی قشنگم خوش اومدی میشه از اون کیک هات به من بدی لطفاااااا (قیافه لیا : 🥺)
× بیا بیا این جوری نکن
مرسییییی آبجی جونم
راستی صبح شما بخیر مامان جونم
م ل : صبح توم بخیر عزیز دلم
صبحانمو خوردم رفتم اتاق برای حموم چون ساعت ۷ بود و من باید ساعت ۸ کافه بازم برا کارم
از پله ها رفتم بالا و رفتم تو اتاقم به سمت حموم رفتم یه حموم کوتاه کردم اومد بیرون
موهامو خوشک کردم به ساعت نگاه کردم
واییییییییییی دیر شد ساعت ۷ نیم بود
سرعت لباس بوشیدم رفتم از خونه بیرون و کیلد ماشین رو از خدمتکار گرفتم رفتم
ادامه دارد.....
P²
[ بلند شد رفت تو اتاقش ]
🌕 پرش زمانی به حال 🌑
رو تختو تمیز کردم راستش فکر نکردم هنوز ولی من با ، بابا بد رفتاری کردم باید از معذرت خواهی کنم از پله ها رفتم پایین همه سر سفره بودن رفتم جلو پدرموایسادم گفتم:
بابایی جونم ببخشید
پ ل : لازم نیست معذرت خواهی کنی من باید معذرت خواهی کنم دختر گلم
پدر عزیزم به من وقت بده بزار فکر مو کنم باشه
پ ل : باشه دختر فقط فکراتو بکن که اگه نخواستی امروز بیان من خبر بهشون بگم باشه
باشه بابایی جونم اووووو راستی ببین کی اینجاست آبجی قشنگم خوش اومدی میشه از اون کیک هات به من بدی لطفاااااا (قیافه لیا : 🥺)
× بیا بیا این جوری نکن
مرسییییی آبجی جونم
راستی صبح شما بخیر مامان جونم
م ل : صبح توم بخیر عزیز دلم
صبحانمو خوردم رفتم اتاق برای حموم چون ساعت ۷ بود و من باید ساعت ۸ کافه بازم برا کارم
از پله ها رفتم بالا و رفتم تو اتاقم به سمت حموم رفتم یه حموم کوتاه کردم اومد بیرون
موهامو خوشک کردم به ساعت نگاه کردم
واییییییییییی دیر شد ساعت ۷ نیم بود
سرعت لباس بوشیدم رفتم از خونه بیرون و کیلد ماشین رو از خدمتکار گرفتم رفتم
ادامه دارد.....
- ۱.۹k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط