{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


گفته بودی دوستم داری و باور داشتم
وای بر من با خیالاتی که در سر داشتم

شیشه بودم،مهربان با قلب سنگت نا رفیق
گفتنی ها را نگفتم،تا تَرَک برداشتم

👤
دیدگاه ها (۱)

➰آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودمتا برفتی ز بَرَم، صورتِ بی...

عوض ِِ تو‌ من نیابمکه‌ به هیچ‌کس نمانی

با دلت حسرت هم‌صحبتی‌ام هست ولیسنگ را با چه زبانی به سخن واد...

کاراگاه جوان Part;27داسام:ایی کجا بودی پدر سوخته مردیم از نگ...

🍂𝕸𝖞 𝖇𝖊𝖑𝖔𝖛𝖊𝖉 𝖛𝖆𝖒𝖕𝖎𝖗𝖊🍂: 𝕻¹¹•تهیونگشیشه رو گذاشتم توی جیبم و بر...

منطق داستان هام:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط