{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالاخره

بالاخره
مخ پسر همسایمونو زدم
.
.
.
.
.
.
.

از پایین پنجرمون
رد شد، با سنگ زدم تو مخش ...
.


.
.
.
.
الانم تو کلانتریم⊙﹏⊙
دیدگاه ها (۶)

یک دست در جیب ِ چپ،دست ِ دیگر در جیب ِ راست!این اندوه ِ آشِن...

‏پایـــــیز یه دخترے بوده ڪه عشـــــقش ولش ڪرده ...اونم از ل...

یکی رو دارم...یکی دیگرم میخــــــــــاماون یکیم میخام نخند د...

رو دَرو دیــْْــــْْـْْْْْْ ـــــْْْـوارِ این شَــهرهَمَش از...

هر سنگ که بر سینه زدم، نقش تو بگرفتآن هم صنمی بهر پرستیدن من...

رمان: ببر من p۵ &$:سلام +_:س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط