به نامِ او , که گل را رنگ و بو داد .
به نامِ او , که گل را رنگ و بو داد .
هَزاران را , امید و آرزو داد .
روزی بمنظور تشییع و تدفین دوست عزیزی به قبرستان رفتم , در کنار قبری که برای آن مرحوم آماده کرده بودند , قبری بود که بر روی آن گلهای پرپر شده زیادی , توجه طبع شعر مرا بخود جلب کرد . همانجا مطلع این سروده بمن هدیه شد.
((( شِکوِه گل )))
به قبرستان گذر کردم , چو روزی .
به قصدِ دفنِ یارِ دلفروزی .
گلی دیدم به فبری , گشته پرپر .
شدم از حالِ زارِ او , مکدّر .
ندائی آمد از آن گل , به گوشم .
به غلیان آمد این طبعِ خموشم .
بدو گفتم : چرا گمگشته راهی ؟
در این محنتسرایِ ما , چه خواهی ؟
زمانی , رونقِ گلزار بودی .
هَزاران را , بسی دلدار بودی .
به بویِ عطرِ تو , دل شاد می شد .
ز غمهائی گران , آزاد می شد .
* بگفتا : بنگر این حالِ خرابم .
* به یغما رفته , ایّامِ شبابم .
من و تو , هر دو مخلوقِ خدائیم .
به ذکرِ نامِ او , ما همصدائیم .
کجاست آن گلشنم ؟ کو عندلیبم ؟
چرا پژمرده و زار و غریبم ؟
گهی : هدیه به قبریم و به بیمار .
گهی : در بندِ عطّارانِ بی عار .
گهی : همراهِ داماد و عروسیم .
گهی : در چنگِ آدم های لوسیم .
کنارِ تختِ هر بیمارِ نالان .
شویم افسرده و سر در گریبان .
دلارامی که ما را رنگ و بو داد .
به ما هم , بس امید و آرزو داد .
** عظیما : جلوه یِ گلها خدائیست .
** شمیم از عطرِ ذاتِ کبریائیست .
ندیدم واله و شیدا , چو بلبل .
در آن ایّامِ عمرِ کوتهِ گل .
** اگر صاحبدلیّ و با وفائی .
** روا نیست اینچنین بر گل جفائی .
====================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان .
یاد آوری = بیت اوّل هر سروده را (مَطلَع )
وبیت آخر را ( مَقطَع ) گویند .
هَزاران را , امید و آرزو داد .
روزی بمنظور تشییع و تدفین دوست عزیزی به قبرستان رفتم , در کنار قبری که برای آن مرحوم آماده کرده بودند , قبری بود که بر روی آن گلهای پرپر شده زیادی , توجه طبع شعر مرا بخود جلب کرد . همانجا مطلع این سروده بمن هدیه شد.
((( شِکوِه گل )))
به قبرستان گذر کردم , چو روزی .
به قصدِ دفنِ یارِ دلفروزی .
گلی دیدم به فبری , گشته پرپر .
شدم از حالِ زارِ او , مکدّر .
ندائی آمد از آن گل , به گوشم .
به غلیان آمد این طبعِ خموشم .
بدو گفتم : چرا گمگشته راهی ؟
در این محنتسرایِ ما , چه خواهی ؟
زمانی , رونقِ گلزار بودی .
هَزاران را , بسی دلدار بودی .
به بویِ عطرِ تو , دل شاد می شد .
ز غمهائی گران , آزاد می شد .
* بگفتا : بنگر این حالِ خرابم .
* به یغما رفته , ایّامِ شبابم .
من و تو , هر دو مخلوقِ خدائیم .
به ذکرِ نامِ او , ما همصدائیم .
کجاست آن گلشنم ؟ کو عندلیبم ؟
چرا پژمرده و زار و غریبم ؟
گهی : هدیه به قبریم و به بیمار .
گهی : در بندِ عطّارانِ بی عار .
گهی : همراهِ داماد و عروسیم .
گهی : در چنگِ آدم های لوسیم .
کنارِ تختِ هر بیمارِ نالان .
شویم افسرده و سر در گریبان .
دلارامی که ما را رنگ و بو داد .
به ما هم , بس امید و آرزو داد .
** عظیما : جلوه یِ گلها خدائیست .
** شمیم از عطرِ ذاتِ کبریائیست .
ندیدم واله و شیدا , چو بلبل .
در آن ایّامِ عمرِ کوتهِ گل .
** اگر صاحبدلیّ و با وفائی .
** روا نیست اینچنین بر گل جفائی .
====================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان .
یاد آوری = بیت اوّل هر سروده را (مَطلَع )
وبیت آخر را ( مَقطَع ) گویند .
- ۱۱.۴k
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط