پهن شد سفره ي احسان، همه را بخشيدي...
پهن شد سفره ي احسان، همه را بخشيدي...
باز با لطف فراوان همه را بخشيدي...
ابر وقتي كه ببارد همه جا مي بارد...
رحمتت ريخت و يكسان همه را بخشيدي...
گفته بودند به ما سخت نمي گيري تو...
همه ديديم چه آسان همه را بخشيدي...
يك نفر توبه كند با همه خو مي گيري...
يك نفر گشت پشيمان همه را بخشيدي...
پس گنهكاري امروز مرا نيز ببخش...
تو كه ايام قديم، آن همه را بخشيدي...
حيف از ماه تو كه خرج گناهان بشود...
تو همان نيمه ي شعبان همه را بخشيدي...
داشت كارم گره مي خورد ولي تا گفتم:
" جان آقاي خراسان" همه را بخشيدي...
باز با لطف فراوان همه را بخشيدي...
ابر وقتي كه ببارد همه جا مي بارد...
رحمتت ريخت و يكسان همه را بخشيدي...
گفته بودند به ما سخت نمي گيري تو...
همه ديديم چه آسان همه را بخشيدي...
يك نفر توبه كند با همه خو مي گيري...
يك نفر گشت پشيمان همه را بخشيدي...
پس گنهكاري امروز مرا نيز ببخش...
تو كه ايام قديم، آن همه را بخشيدي...
حيف از ماه تو كه خرج گناهان بشود...
تو همان نيمه ي شعبان همه را بخشيدي...
داشت كارم گره مي خورد ولي تا گفتم:
" جان آقاي خراسان" همه را بخشيدي...
- ۳۶۲
- ۰۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط