{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مایکی ولی این چیزی از فرشته بودنت کم نمیکنه

🎀🎀🎀

مایکی: ولی این چیزی از فرشته بودنت کم نمیکنه

کیو: خیلی خوب ،خیل خوب

مایکی: فرشته کوچولو میگم تو کسی رو به اسم ایزانا میشناسی؟(بم)

کیو: امروز رفتم خرید یه چیزی رو جا گذاشتم وقتی برگشتم ایزانا وسایلم رو بهم داد، مگه چی شده؟

مایکی : هیچی نشده ....ولی بهتره ازش فاصله بگیری

کیو: خیلی خوب

ذهن کیو: چش شده چرا اینجوری میکنه؟؟؟

کیو: مایکی بنظرت دیگه بس نیست گردن خیلی درد میکنه

مایکی یه باشه ای گفت و از پشت من و بغل کرد و گرفت خوابید

.....ویو فردا صبح

ویو کیو: با یه حس خفگی بیدار شدم ،دیدم که مایکی من و سفت گرفته و عین یه گربه ‌کیوت خوابیده،خیلی ناز شده بود از روی کنجکاوی به لپش دست زدم.....خیلییییییی نرمم بودددددد وویییی ننههههههه

مایکی: چیزی شده؟( خواب الود)

کیو: چی....چیزی نشده...

صدای در

تق
تق
تق

کیو: بیا تو

ران: کیو صبحونه امادست بیا پایین

کیو: الان میام....مایکی...مایکی

مایکی: بلههههه

کیو: پاشو بریم صبحونه بخوریم

مایکی: اگه دوریاکی هست میام

کیو: اره دوریاکی هست

مایکی: خیلی خوب من برم حموم بعدا میام

بعد صبحونه:
دیدگاه ها (۰)

من و داداشم😑💔

سلام کیوتا🎀🎀🎀🎀ویو : بعد از صبحونهمایکی: خب بچه ها امید وارم ...

🎀🎀🎀🎀

خودم شهریورم🎀

part4🦋جونگکوک«با تکون های ریزی تو بغلم از خواب بیدار شدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط