{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت است که ملانصرالدین زنش را هر روز کتک میزد

‏حکایت است که ملانصرالدین زنش را هر روز کتک می‌زد.
از او پرسیدند چرا او را بی دلیل میزنی؟
گفت: من که نمی‌توانم برایش غذایی بیاورم، او را سفر ببرم، برایش لباسی بخرم یا وظیفه‌ی همسری به‌جا آورم.
پس او را می‌زنم که یادش نرود من شوهرش هستم...

حالا حکایت ماست...
دیدگاه ها (۲)

دلم فریاد می خواهد ولیدر انزوای خویش...

موافقت روحانی با استعفای وزیر جهادکشاورزی/فارس «رنجبرزاده» ع...

در دنیا سه چیز صدا ندارهمرگ فقیر ظلم غنی چوب خدا

ای شیطونا! آتش به اختیار دارین روشنگری میکنین که دولت منو نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط