{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابوسعید ابوالخیر در راه بود گفت هر جا که نظر می‌کنم، بر ز

ابوسعید ابوالخیر در راه بود گفت هر جا که نظر می‌کنم، بر زمین همه گوهر ریخته و بر در و دیوار همه زر آویخته. کسی نمی‌بیند و کسی نمی‌چیند؛ گفتند کو، کجاست گفت: همه جاست، هر جا که می‌توان خدمتی کرد؛ یا هر جا که می‌توان راحتی به دلی آورد. آنجا که غمگینی هست و آن جا که مسکینی هست؛ آن جا که یاری طالبِ محبت است و آنجا که رفیقی محتاج مروت.


https://www.bazarazerbaijaan.com/
http://unionclub.ir/
دیدگاه ها (۲)

من تلویزیون را بسیار آموزنده می‌دانم هر زمان که تلویزیون در ...

‏اصلا کارت ملی نیاز نداری شما! تحقیر یک انسان بدلیل معلولیت ...

اگه کار درستو انجام بدی ,هیچ کس یادش نمیاد، اما اگه کار اشتب...

من یک دست فروش هستم.۲۵ساله، اولین جنسی که بساط کردم ((غرورم)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط