{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترک جلوی خانواده اش ایستاد, او عاشق پسر

دخترک جلوی خانواده اش ایستاد, او عاشق پسر

بود حتی با بی پولیش

پدردختر از او خاسته بود بین پسر و ثروت پدر

یکی رو انتخاب کند و دختر عاشقانه به ثروت پدر

پشت کرد

اما اکنون داشت دلشکسته به خانه پدر

برمیگشت, پسر اورا بدون ثروت پدر نمیخواست...
دیدگاه ها (۲)

+چرا شبا زود نمیخوابی؟ -ما میخوایم زود بخوابیم آقای قاضی فکر...

داستان زیبا از تدریس دکتر حسابیدکتر حسابی روز چهارشنبه به شا...

⭕ ️‏قشر ضعیف جامعه در صف گوشت🔸 قشر متوسط در صف ثبت نام پراید...

در این کشور همه احساس می کنند که کلاه سرشان رفته است و بنابر...

داستان

۱۰-از بچگی دوستت داشتم

He still loves me...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط