عشق نابینای من 23

اشکم رو پاک کردم

×مچ دستش رو محکم گرفتم
سوهی من این کارارو بخاطر پول انجام ندادم همش بخاطره تو بودهه (بغض)

چرا بهم ماجرایه اون حرفات با هایون رو نمیگی؟

×اونا خیلی پیچیدست نمیخوام درگیرت کنم نمیخوام اسیب ببینی (یه قطره اشک از چشمم افتاد)

(بدون حرفی از خونش رفتم)

×(خودمو انداختم رویه مبل و شروع کردم به مشروب خوردن)

÷تلفنش رو جواب نمیداد پاشدم رفتم خونش که دیدم داره مسروب میخوره =چته چرا گوشیتو جواب نمی دی ها؟

×همه چیو فهمید

÷کی؟

×سوهی

÷من که بهت گفتم اخرش همه چیو میفهمه

×پس چیکار میکردم دیگه؟
من دوسش دارم

÷بهتره رو ادامه کارت تمرکز کنی
(مشروبارو برداشتم)

×نمی تونم

÷زود باش خودتو جمو جور کن مرد این چه وظعشه هاااا اینجوری قول داده بودی مراقب سوهبکی باشی؟

×من اگه پیشش نباشم اون امنیتش بیشتره


÷این بود عشقت اره؟
تو نباید تنهاش، بزاری حتی اگه ازت متنفر هم باشه باید کمکش کنی اون الان هیچ کس رو نداره باید بهش بفهمونی که قاتل اصلی کیه باید قاتل رو پیدا کنی باید کسب و کارت رو نجات بدی

×من هیچ وقت ولش، نمی کنم
هیچ وقتتت. سوهی قول میدم جبران کنم قول میدم کمکت کنم و مراقبت باشم

رسیدم خونع و رفتم تو اتافم و کلی گریه کردم همش حرفایه خوبش تو زحنم میچرخید

(فلش بک به صبح)

_خانم مین برایه وصیت نامه اومدن

کمکم کن لباسمو عوض کنم و ببرتم پیششون
(نباید بزارم کسی بفهمه بیناییم برگشته)

_چشم

(بعد چند مین که کارم تموم شد رفتم اونجا هیوان رو مبل لم داده بود یونا هم بالا سرش ایستاده بود)

#سلام خانم مین من وکیل اقایه مین هستم از وقتی اینو نوشتن دست من بوده

سلام ممنونم که مراقبش بودید

#وصیت نامه رو خوندم

+چ.. چییی اینا

هیوان تو مگه نگفتی یوجین وصیت نامه رو به نفع خود تاقیر داده من که چیزی که به نفع یوجین باشه رو مفهمیدم

+سوهی باور کن... ببین اون حتما یه کاسه ای زیر نیم کاسشه

هنوزم میخوای بهش تحمت بزنی الان بهم سابت شد که یوجین بی گناهه

+(داشت تموم میشد میتونستم یوجین رو حذف کنم اه لعنت بهشششش) نه نه تحمت نزدم خودت که صداش رو شنیدی

شنیدم ولی خیلی بد ادیت زده بود قشنگ نصف حرفاش بهم چسبیده بود و اصلی نبودش (نیشخند)
دیدگاه ها (۰)

عشق نابینای من 24

عشق نابینای من 25

عشق نابینای من 22

عشق نابینای من 21

《اولین قرار》pt2یورا:اههه بسه دیگه یانگ نیرا!دیوونم کردی میفه...

千卂ㄒ乇 ۲卩卂尺ㄒ : ۵ازش پرسیدم:یعنی فریبش بدم و وقتی نرم تر شد واق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط