{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تموم دلخوشیم این بود

تموم دلخوشیم این بود
کنارم عمری می مونه
ندونستم با من بودن
براش مثل یه زندونه
فراموشش شدم اما
هنوزم توی حرفامه
هنوزم منتظر هستم
هنوز اسمش رو لبهامه
ببین چی به سرم اومد
که روزام مثل شب تاره
که واسه دیدنش چشمام
داره اشکامو میشماره
دیدگاه ها (۲)

می فهمی؟؟؟؟؟

منو آلوده ی هر نابجا کرد خودش غیبش زد ..... حتی دیگه سر هم ن...

می دونم که حواست به نگاهای دست به سینه ی من هست ......

چه عادتی کرده بودیم به بودن هم

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_15ویو میرایکی دو روز گذش...

مهمونی پارت ۶۳

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_14ویو میراسرم توی گوشی ب...

رمان :قرارداد سرنوشت

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط