{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاک عالم بر سرت ای دل که عاقل نیستی!

خاک عالم بر سرت ای دل که عاقل نیستی!
من گمان کردم تو دانایی وُ جاهل نیستی!

فکر کردی او وفادارست، از بس کودکی!
زهرِ تنهایی بِچش بیچاره، قابل نیستی!

هرکه آمد زود کس شد زود ناکس شد پرید
نوش جانت بیکسی! هر چند مایل نیستی!

هرکسی را بعد از این دیدی سلامت میکند
زود، از او بازجویی کن: "تو قاتل نیستی؟!"

عشق را بازیچه کردن رسم بی انصافهاست
دل که سرقت شد تو دیگر صاحبِ دل نیستی
دیدگاه ها (۲)

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

ای کــه مــــــفهوم غــــــزل هـــایم تـــوییمعنی هـــر بـــ...

دنیام دگر بی تو مجسم شدنی نیست این فاجعه از دست خدا هم شدنی ...

دوباره شعر گفته ام ، بخوان که سرد میشودبرس به داد قلب من ، ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط