{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجیب است حکایت باران

عجیب است حکایت باران
هنگامی که
عاشق،تنهایی قدم میزند
تقسیم می کند
با باران اشک هایش را
و چندمتر آن طرف تر
کودکی با چکمه های سوراخ
فال می فروشد....
دیدگاه ها (۷)

دو روز دیرتر

دو روز دیرتر

شخصیت جدید آوردممم!!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط