{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجیب است حکایت باران

عجیب است حکایت باران
هنگامی که
عاشق،تنهایی قدم میزند
تقسیم می کند
با باران اشک هایش را
و چندمتر آن طرف تر
کودکی با چکمه های سوراخ
فال می فروشد....
دیدگاه ها (۷)

آخرین بازمانده از نسل سلیکا☆☆☆فصل اول=قطره‌های باران یکی پس ...

نگفتنِ درد، شبیه به فریاد کشیدن زیرِ آب است؛ دهانت باز است، ...

دو روز دیرتر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط