می خندم
می خندم
و گاهی کنار خنده هایم
خاطره ای خیس می خورد
قطره می شود
راهش را از برجستگی گونه هایم
می گیرد و می ریزد بر تنگنای گلویم
همان جا که من عطرآگین کردمش
همان جا که تو بوسه کاشتی
همین جا که حالا انگار جای چاقوست
پر بغض ، پر حرف ، اما لال ...
و گاهی کنار خنده هایم
خاطره ای خیس می خورد
قطره می شود
راهش را از برجستگی گونه هایم
می گیرد و می ریزد بر تنگنای گلویم
همان جا که من عطرآگین کردمش
همان جا که تو بوسه کاشتی
همین جا که حالا انگار جای چاقوست
پر بغض ، پر حرف ، اما لال ...
- ۵۵۳
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط