{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏یکبار هم به من گفت عزیزترینم

‏یکبار هم به من گفت عزیزترینم
‏تا آن زمان هیچ واژه ای نتوانسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود.
‏ولی «عزیزترینم...!» فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، #ترینِ آنهایی!‌‏
-حمید جدیدی‌✍🏼
دیدگاه ها (۱)

بگذار تا ببوسمت ای نوشخندِ صبحبگذار تا بنوشمت ای چشمهء شرابب...

والآ😌💚

نیمی از نگرانی‌ها و دلواپسی‌های ما از توجه‌مان نسبت به عقیده...

میخواهم رویِ شانه هایت یک خانه درست کنمیک خانه یِ کوچکیک جای...

این داستانی است درباره‌ی قلبی که می‌خواست دایره‌ی نورش را بز...

«واگویه‌ای در ساحتِ حَد؛ مکالمهٔ انفسی میانِ مرید و مراد»۱. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط