پادشاهی ایرانی گه گاه شعر می سرود و روزی شاعر دربار را به
پادشاهی ایرانی گه گاه شعر می سرود و روزی شاعر دربار را به داوری گرفت.
شاعر هم که شعر را نپسندیده بود,بی پروا نظر خود را گفت.
پادشاه فرمان داد او را به طویله برند و در ردیف چهار پایان به آخور بندند.
شاعر ساعتی چند آنجا بود تا آن که شاه دوباره او را خواست و از نو شعر را برایش خواند.
سپس پرسید:حالا چطور است؟
شاعر بی آنکه پاسخی بدهد راه خروج پیش گرفت.شاه پرسید کجا میروی؟
گفت:به طویله😀👌
ولا بوخدا😀🥶
#میلاد_حضرت_فاطمه_معصومه_مبارک🌺
شاعر هم که شعر را نپسندیده بود,بی پروا نظر خود را گفت.
پادشاه فرمان داد او را به طویله برند و در ردیف چهار پایان به آخور بندند.
شاعر ساعتی چند آنجا بود تا آن که شاه دوباره او را خواست و از نو شعر را برایش خواند.
سپس پرسید:حالا چطور است؟
شاعر بی آنکه پاسخی بدهد راه خروج پیش گرفت.شاه پرسید کجا میروی؟
گفت:به طویله😀👌
ولا بوخدا😀🥶
#میلاد_حضرت_فاطمه_معصومه_مبارک🌺
- ۱.۹k
- ۰۳ تیر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط