{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلمم حوصله کن سخت پریشان شده‌ام

قلمم حوصله کن سخت پریشان شده‌ام
راوی قصه‌ی دلتنگی و هجران شده‌ام

قلمم اشک من و جوهر تو می‌گوید
شاعری خسته و درمانده و حیران شده‌ام

قلمم گوشه‌ی آن دفتر شعرم بنویس
که پر از هق‌هق و افسرده و گریان شده‌ام

قلمم خسته‌ام انگار خودت می‌دانی
موج سرگشته‌ام و بستر طوفان شده‌ام

قلمم شعر که نه، حرف دلم روی زبانِ
تو به رقص آمده من صاحب دیوان شده‌ام

قلمم مانده در این غربت تنهایی خویش
گویی آواره‌ترین شاعر دوران شده‌ام

فصل پاییز و هوا مستعد عاشقی است
قلمم حوصله کن شاعر باران شده‌ام

#طاهره_داوری
دیدگاه ها (۱)

قلمم حوصله کن سخت پریشان شده‌امراوی قصه‌ی دلتنگی و هجران شده...

عاشقانه

یا صاحب الزمانای کاش که من عاشق و حیران تو باشمیک وقت سحر زا...

می وزد بوی تو و شاعر حیران کم نیستمی روی...پشت سرت بی سر و س...

عاشقانه

💞💞💞💞💞💞ای عشق مدد کن که غزلخوان تو باشمتا آخر عمرم سر پیمان ت...

...بی تو از درد شکستن غم هجران چه کنممانده در بند تو دل زار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط