من از حوالیه چشمای تو مستم

من از حوالیه چشمای تو مستم
این جامِ اشکم بود..پیمانه در دستم

یک عکس رویایی از صحن تو دارم
یک عمر پای عکس بی وقفه می بارم

من با همین عکست دنیامو فهمیدم
مست اومدم دنیا..تنها تو رو دیدم

دنیای من وقفه تو گردش چشمات
دنیام عوض میشه..با گردش چشمات

جامت حلالم باد ای عشق طوفانی
ای مستی دائم ای حالِ طولانـــــی

دنیا خلاصه است تو: هیأت..عزا..گریه
من اومدم دنیا..تنها برا گریه

من با سماور با چایی مأنوسم
هر روز چندین بار خاکت رو میبوسم

کام من و تربت آغشته کرد با تو
تنها تویی عشقم..تنها تو تنها تو...

http://www.aparat.com/v/FhmHv
دیدگاه ها (۴)

امان از ماجرای پیکری که..امان از ماجرای حنجری که... تنی ماند...

سماوری که به بزم حسین می جوشد بخار رحمت آن جُرم خلق می پوشد ...

شور از حاج رضا هلالی و حاج روح الله بهمنی: http://www.apara...

۞ شـــــور احساسیکربلایی:جـــــواد مقـــــدم۞ عمری از کرب و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط