{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آینده

از آینده
پارت ۱۴
پسرا کاراشونو کردنو رفتن تو اتاقاشون و نامی رفت تو اتاق جین
نامی: جیننن (باصدای خسته )
جین که داشت نگا کیمدراما میکرد
جین: عهههه اومدی بیا جای خوبشه
نامی: باشه ولی سریع تموم شه خیلی خستم
جین: باشه بیا قور نزن
چند دقیقه بعد
نامی: وایییی چرا مرد دخترش گناه داشت
جین: هاااا بزنم بِشت
نامی: نه منظورم این بود دختره گناه داشت که مامانش مرد
جین: ها
نامی: حسود هرگز نیاسود
جین:من که حسود نیستم
نامی: آره خیلی معلومه
جین: ساکت شو بینیم بابا
نامی جین رو بغل کرد و روی تخت دراز کشید
نامی : جین یه چیزی ازت میخوام
جین: چی ؟
نامی :خودت میدونی
جین: نه ن....
نامی لبشون گذاشت رو لب جین و یه مک خیلی ریز از لبش زد
جین: وایییی نامی
نامی در حال خندیدن به حرص جین
جین: نامی
نامی: هوم ؟
جین: دلم برا مامانم تنگ شده
نامی: خونتون کجا عه
جین: یعنی می‌بریم
نامی: آره عشقم
جین : وایییی مرسی
نامی: حالا بخواب
جین : باش
(فردا)
جیهوپ: وایییی الان باید دباره کار کنیم وایییی حال ندارم
ته: گشنمه
کوک: واییی چه خواب خوبی دیدم
جیمین : وایییی دست شویی دارم وایییی
یونگی:خوابم میاد
جین و نامی که لباس پوشیدن برن خونه جین پیش مامانش
جیهوپ: هووو کجا کوالا شال و کلا کردی
جین: میخوایم بریم خونه ما
ته: عههه ولی زید بیاید باشه نامجون خیلی کار داریم
نامی: نه تا دو روز تعطیلیم
کوک: آخيش
ته: چه خوب
........
چطور شد ؟
بوس بوس شب بخیر ❤️
دیدگاه ها (۲)

در حال فکر که چطور بگه 😂😂😂😑

اوخداااا😢😢❤️❤️💜💜

بچم کشولو شده خدااااا من مردم ❤️❤️❤️😢

آره دیگه 😢❤️

ارباب مرگ پارت ۷.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط