{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مے توان عاشق بود

مے توان عاشق بود
بہ همین آسانے...
من خودم چند سالیست ڪہ عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوے طربناڪ چمن
عاشق رقص شقایق در باد
عاشق گندم شاد!
آرے میتوان عاشق بود
مردم شهر ولے میگویند:
عشق یعنے رخ زیباے نگار!
عشق یعنے خلوتے با یڪ یار!
یا بہ قول خواجہ،
عشق یعنے لحظہ بوس و ڪنار!
من نمیدانم چیست 
اینڪہ این مردم گویند...
من نہ یارے نہ نگارے نہ ڪنارے دارم...
عشق را اما من،
با تمام دل خود میفهمم!
عشق یعنے رنگ زیباے انار...
دیدگاه ها (۱)

مے توان عاشق بودبہ همین آسانے...من خودم چند سالیست ڪہ عاشق ه...

.. می توان عاشق بودبه همین آسانی . . .من خودمچندسالی ست که ع...

می توان عاشق بودبه همین آسانی ..من خودمچندسالی ست که عاشق هس...

می توان عاشق بودبه همین آسانی..من خودمچندسالی ست که عاشق هست...

می توان عاشق بودبه همین آسانی..من خودمچندسالی ست که عاشق هست...

می توان عاشق بودبه همین آسانی..من خودمچندسالی ست که عاشق هست...

می توان عاشق بودبه همین آسانی ..من خودمچندسالی ست که عاشق هس...

می توان عاشق بودبه همین آسانی..من خودمچندسالی ست که عاشق هست...

می توان عاشق بودبه همین آسانی..من خودمچندسالی ست که عاشق هست...

میتوان عاشق بود...به همین آسانی...من خودم چند سالی است که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط