{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه بی تابانه می خواهمت

چه بی تابانه می خواهمت
ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
چه بی تابانه تو را طلب می کنم
بر پشت سمندی
گویی
نو زین
که قرارش نیست
و فاصله
تجربه ای بیهوده است
بوی پیرهنت
این جا
و اکنون
کوه ها در فاصله سردند
دست
در کوچه و بستر
حضور مأنوس دست تو را می جوید
و به راه اندیشیدن
یأس را
رج می زند
بی نجوای انگشتانت
فقط
جهان از هر سلامی خالی است
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱۰)

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

چه بی تابانه می خواهمتای دوریت آزمون تلخ زنده به گوریچه بی ت...

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری! چه...

چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!چ...

ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری...

چه بی تابانه می خواهمتای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری !چه بی ت...

چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!چ...

چه بی‌تابانه می‌خواهم اتای دوری‌ات آزمون تلخ زنده‌ به‌ گوری!...

چه بی تابانه می خواهمتای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری!چه بی تا...

فراقیچه بی تابانه می خواهمتای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری !چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط