{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه بی تابانه می خواهمت

چه بی تابانه می خواهمت
ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
چه بی تابانه تو را طلب می کنم
بر پشت سمندی
گویی
نو زین
که قرارش نیست
و فاصله
تجربه ای بیهوده است
بوی پیرهنت
این جا
و اکنون
کوه ها در فاصله سردند
دست
در کوچه و بستر
حضور مأنوس دست تو را می جوید
و به راه اندیشیدن
یأس را
رج می زند
بی نجوای انگشتانت
فقط
جهان از هر سلامی خالی است
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱۰)

Je t'aime, je te désire, j'ai soif de toi, viens mettre un p...

خدا، چیست؟کیست؟کجاست؟خدا در دستیست که به یاری میگیری، درقلبی...

چرا دوستت دارم؟هیچ قایقی به یاد نمی آوردکه آب چطور در آغوشش ...

ای کاش می توانستم پرگویی کنم...عشق...که به یک "دوستت دارم" ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط