{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت که با بال و پری ، من پر و بالت ندهم

گفت که با بال و پری ، من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش ، بی پر و پرکنده شدم

#مولانای‌جان
#عاشقانه‌ها
#ماریارادمهر
دیدگاه ها (۳)

چشمه خورشید تویی ، سایه گه بید منمچون که زدی بر سر من ، مست ...

شکر کند چرخ فلک ، از ملک ملک و ملک کز کرم و بخشش او ، روشن و...

گفت که سرمست نیی ، رو که از این دست نییرفتم و سرمست شدم ، وز...

گفت که دیوانه نیی ، لایق این خانه نییرفتم و دیوانه شدم ، سلس...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط