سلااااممممممم من اومدم با یه رمان جدید به نام قرار نبود
سلااااممممممم من اومدم با یه رمان جدید به نام قرار نبود
هاهاهاها😈
بریم برای خلاصه رمان
لی هیونا عاشق پسر خالهی خودشه ولی پسر خالش بهش حسی نداره و خبر نداره که هیونا عاشقشه پس بهش کاری نداره
و اما هیونا یه رفیق صمیمی داره به نام کلارا که اونم یکی از شخصیت های اصلی داستان ماعه...... هاهاهاها😈
منتظرم باشد این رمان قراره خعععییلییی هیجانی بشه
بچه ها من از فردا پارت گذاری رو شرع میکنم....
خماریی......
هاهاهاها😈
بریم برای خلاصه رمان
لی هیونا عاشق پسر خالهی خودشه ولی پسر خالش بهش حسی نداره و خبر نداره که هیونا عاشقشه پس بهش کاری نداره
و اما هیونا یه رفیق صمیمی داره به نام کلارا که اونم یکی از شخصیت های اصلی داستان ماعه...... هاهاهاها😈
منتظرم باشد این رمان قراره خعععییلییی هیجانی بشه
بچه ها من از فردا پارت گذاری رو شرع میکنم....
خماریی......
- ۴۳
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط