{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صياد تير را رها کرد و آهو آنرا ديد....

صياد تير را رها کرد و آهو آنرا ديد....
در نگاه صياد سفره خالي و فرزند مريضش موج مي زد..!
و در چشم آهو معصوميت بره اش که منتظرش بود. من همان تير صيادم که نمي دانم دل صياد را بشکنم يا آهو را !!!
دیدگاه ها (۵)

دوست دارم به زماني برگردم که غم انگيزترين لحظه زندگيم شکستن ...

اين روزها عجيب منتظر باريدن برفم, ميخوام يه آدم به سليقه خود...

آخرين بار که من از تهِ دل خنديدم علتش پول نبود...انعکاسِ جُک...

حالا گاوداري ومرغداري وپرورش اسب واين چيزا رو خارج شهرميسازن...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۴ — نقشه‌ی رهاجونگکوک از صبح یک لحظه هم ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

🖤 بادیگاردِ دردسرساز منپارت ۵ — «نقشه‌ی لیا»صبح روز بعد، آ.ت...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

با تو! همیشه پارت ۵

فصل دومپارت نوزدهم | آخرین روزهای انتظارسه هفته مانده بود......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط