چند سال پیش مادربزرگم اومده بود خونمون ظهر که مامانم از س
چند سال پیش مادربزرگم اومده بود خونمون ظهر که مامانم از سرکار اومد مادربزرگم گفت مادر چقد تو شلخته ای چقدر کثیفی O-O یکم به زندگیت برس همش کار کار آخه این چه وضعه ماهی تابه و قابلمس از صبح سیم کشیدم تا تمیز شد سیاهیاش رفت.
مامانم بیهوش شد آخه مادربزرگم ظروف تفلونشو همرو سیم زده بود آینه کرده بود
مامانم بیهوش شد آخه مادربزرگم ظروف تفلونشو همرو سیم زده بود آینه کرده بود
- ۲۶۷
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط