{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر گیسوی تو

سر گیسوی تو
در مشت گره خورده ی باد
خبر از خانه ی
ویران شده در مه می داد
داس بر ساقه ی گندم که زدی
آه یک مزرعه در پشت سرت
راه افتاد
هر چه فریاد زدم کوه جوابم می کرد
خواب شفای ابدی می دیدم
دیدگاه ها (۲)

آهسته ...به یادت هستمنمی شود فریاد زدمردم این شهربدجور حسودن...

امشب جهان پیراهنی نوتر به بر کرد امشب حکیمه حکمت حق را نظر ک...

ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ...رﻭﺯﯼ ﮐﻪ...میبینــﯽ...چـﯿﺰﯼ...ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ...!جـــﺰ...

همیشه نهولــے گاهــےمیان بودن و خواستن فاصله می افتدبعضـــے ...

P52تهیونگ: جیمین... می‌خواست همه‌چی رو به آقای جونگ‌کوک بگه....

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۲۳۵ جیمین لحظه‌ای خشک اش زد این حرکت...

Death and Balm:1مرگ و مرهمتقدیم به تمام آنان که انسی بیش نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط