پارت فیک عشق آنیا
پارت ۳ فیک عشق آنیا
تهیونگ اونجا بود و رفت داخل و تهیونگ نشسته بود و سرش تو گوشی بود و آنیا رفت سمتش
آنیا: س ..سلام
تهیونگ : سلام بانو
آنیا : ( خجالت )
تهیونگ : بفرمایید بشینید
آنیا : باشه مم .. ممنون
تهیونگ : نیازی نیست خجالتی باشی
آنیا : عا باشه
تهیونگ : چی میخوری ؟
آنیا : قهوه
تهیونگ : گارسون دوتا قهوه
واقعا تهیونگ میخواد با من باشه ؟
این .. این نگاه تهیونگ این نگاه ..
این همون نگاهی بود که وقتی از یکی خوشش میاد میزنه ... چطور ؟
مگه میشه ...؟
من .. من نمیگم دوسش ندارم ولی توی اولین نگاه ..؟
شاید به این میشه گفت (( عشق آنیا ))
قهوه هامونو اوردن و خوردیم
تهیونگ : اسم شما چیه ؟؟
آنیا : آنیا اره آنیا
تهیونگ : عا چه اسم زیبایی فکر کنم اسم منم بدونی ( خنده )
آنیا : عا بله مگه میشه ندونم ؟
تهیونگ : اره درسته من بهت گفتم بیای اینجا که بهت حس واقعی ایم رو بگم
باورم نمیشه ... این همه ادم چرا من ؟!
تهیونگ : من از اون کنسرت عاشقت شدم و میخوام با تو یک زندگی جدید بسازم
آنیا : من آرمی بودم و شما رو خیلی دوست دارم ولی ...
تهیونگ : ولی نداره من نمی تونم با تو باشم نکنه دوست پسر داری ؟
آنیا : نه نه من دوست پسر ندارم من سینگلم
تهیونگ : پس خوبه منتظر چی هستی
یکدفعه دیدم اومد سمتم و بغلم کرد و موهامو بو کرد و نفس عمیقی کشید
تهیونگ : این بهترین بویی هست که می تونم حس کنم
و از بغلم اومد بیرون و لبامو بوسید و من تو شک بودم
آنیا : من عاشقتم کیم تهیونگ
تهیونگ : منم دوست دارم خانم آنیا ( خنده )
و ....
ببخشید دیر گذاشتم
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
تهیونگ اونجا بود و رفت داخل و تهیونگ نشسته بود و سرش تو گوشی بود و آنیا رفت سمتش
آنیا: س ..سلام
تهیونگ : سلام بانو
آنیا : ( خجالت )
تهیونگ : بفرمایید بشینید
آنیا : باشه مم .. ممنون
تهیونگ : نیازی نیست خجالتی باشی
آنیا : عا باشه
تهیونگ : چی میخوری ؟
آنیا : قهوه
تهیونگ : گارسون دوتا قهوه
واقعا تهیونگ میخواد با من باشه ؟
این .. این نگاه تهیونگ این نگاه ..
این همون نگاهی بود که وقتی از یکی خوشش میاد میزنه ... چطور ؟
مگه میشه ...؟
من .. من نمیگم دوسش ندارم ولی توی اولین نگاه ..؟
شاید به این میشه گفت (( عشق آنیا ))
قهوه هامونو اوردن و خوردیم
تهیونگ : اسم شما چیه ؟؟
آنیا : آنیا اره آنیا
تهیونگ : عا چه اسم زیبایی فکر کنم اسم منم بدونی ( خنده )
آنیا : عا بله مگه میشه ندونم ؟
تهیونگ : اره درسته من بهت گفتم بیای اینجا که بهت حس واقعی ایم رو بگم
باورم نمیشه ... این همه ادم چرا من ؟!
تهیونگ : من از اون کنسرت عاشقت شدم و میخوام با تو یک زندگی جدید بسازم
آنیا : من آرمی بودم و شما رو خیلی دوست دارم ولی ...
تهیونگ : ولی نداره من نمی تونم با تو باشم نکنه دوست پسر داری ؟
آنیا : نه نه من دوست پسر ندارم من سینگلم
تهیونگ : پس خوبه منتظر چی هستی
یکدفعه دیدم اومد سمتم و بغلم کرد و موهامو بو کرد و نفس عمیقی کشید
تهیونگ : این بهترین بویی هست که می تونم حس کنم
و از بغلم اومد بیرون و لبامو بوسید و من تو شک بودم
آنیا : من عاشقتم کیم تهیونگ
تهیونگ : منم دوست دارم خانم آنیا ( خنده )
و ....
ببخشید دیر گذاشتم
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
- ۱.۰k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط