{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر تاریخ انقضا ندارد

این شعر تاریخ انقضا ندارد

🔹پارچه‌بافی می‌کرد و بزازی، گاهی هم شعر می‌گفت ولی از وقتی پسرش فوت کرد ورق برگشت. شعرش بوی سوگ فرزند گرفت.

🔹یک شب #حضرت‌علی(ع) را در خواب دید. فرمودند: «#محتشم! برای فرزند خود مرثیه گفتی، چرا برای #نورچشم من نگفتی؟!»

🔹شب بعد همان خواب تکرار شد. دوباره خواب دید که #حضرت‌علی(ع) فرمود: «برای فرزندم #حسین مرثیه بگو!» #محتشم گفت: فدایت شوم! چه بگویم؟! حضرت فرمودند که بگو: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»
دیدگاه ها (۰)

مراسم تعویض پرچم #حرم #حضرت‌زینب‌سلام‌الله‌علیها در شب اول #...

#روضـہ ‌امشب اگر و شاید و اما دارددر خودش قصہ‌ے یڪ #دختـرتنه...

✨🦋تحویلِ سال به وقتِ مُحَرّم است؛حَوّل قلُوبَنا بِبُکاءِ عَل...

آقا #امام‌حسین (ع) محاصره شده بوداز آخرین اخبار #کوفه پرسیدگ...

#کرامات_آقا_امام_حسین_عملاعباس چاوش با جمعی از جوانان شب جمع...

*انتخاب امام حسین (ع) یا صدام حسین**انتخاب امام حسین (ع) یا ...

.🔴حڪایت مهرمادردر زمان حضرت موسی (ع) پسر مغروری بود که دختر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط